أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

78

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) بودند ، پيامبر به ابو طالب فرمود عمو جان لا إله الا الله بگو تا بتوانم در پيشگاه الهى از تو شفاعت كنم ، آن دو گفتند ابو طالب مبادا از آيين و دين عبد المطّلب برگردى ، آخرين گفتار ابو طالب اين بود كه به آيين عبد المطلب است ، و پيامبر فرمود تا هنگامى كه از طرف خداوند منع كرده نشوم براى تو طلب آمرزش خواهم كرد و اين آيه نازل شد . ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ . . . وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ « پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‌اند نمىتوانند براى مشركان طلب آمرزش نمايند ، و آمرزش خواستن ابراهيم هم براى پدرش بواسطهء وعده‌اى بود كه به او داده بوديم و چون براى ابراهيم آشكار شد كه او دشمن خداست از او بيزارى جست » آيات 114 و 115 سورهء 9 . و چون ابو طالب مرد در حالى كه كافر بود آيه إِنَّكَ لا تَهْدِي نازل شد . اين مطلب با اختلافاتى اندك از طرق ديگر هم نقل شده است و بخارى و مسلم هم نظير آن را در صحيح‌هاى خود آورده اند . از ابو هريره نقل است كه پيامبر به عموى خود گفت لا إله الا الله ، بگو تا روز قيامت براى تو شهادت دهم ، ابو طالب گفت اگر نه اين است كه قريش مرا سرزنش خواهد كرد كه در بستر مرگ و از ترس مسلمان شد ، اين كلمه را مىگفتم تا چشم تو روشن گردد . و آيه إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ در اين هنگام نازل شد . سعيد بن جبير از ابن عباس روايت مىكند كه ابو طالب بيمار شد ، قريش به عيادتش آمده بودند در همان وقت پيامبر ( ص ) هم بديدار عمو آمد ، بالاى سر ابو طالب باندازهء نشستن يك نفر خالى بود امّا ابو جهل برخاست و پيامبر را از نشستن در آنجا منع كرد ، قريش از فرصت استفاده كرده و باز هم از پيامبر ( ص ) به ابو طالب شكايت كردند ، ابو طالب گفت اى برادر زاده از قوم خود چه ميخواهى ؟ فرمود عمو جان ، من از آنها ميخواهم كلمه‌اى بگويند كه در نتيجهء آن همهء اعراب نسبت به ايشان اظهار فروتنى خواهند كرد و از عجم ماليات و جزيه